پرستار، در امتداد مکتب زینب (س)

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ هر سال همزمان با پنجم جمادیالاول و سالروز ولادت حضرت زینب کبری (س)، ایران از کسانی تجلیل میکند که با لباس سپید، سنگینی یک ملت را بر دوش کشیدهاند. امسال این مناسبت در شرایطی فرا رسید که پرستاران ایرانی در کمتر از دو سال، دو جنگ تحمیلی را از سر گذراندهاند؛ جنگهایی که در آنها بیمارستانها به خط مقدم تبدیل شدند و پرستاران، همزمان با درمان مجروحان، خود هدف حملات قرار گرفتند. روز پرستار امسال تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ فرصتی است برای بازخوانی نقش جامعه پرستاری در سه جبهه متفاوت: دفاع مقدس، پاندمی کرونا، و جنگهای اخیر.
چرا زینب (س)؟
پرستاران حتی با کمبود ماسک، بیمارستانهای صحرایی را ترک نکردند و با ایثار سلامت خود، عوارض گاز خردل و عوامل اعصاب را بر بدن مجروحان تسکین دادند
نامگذاری روز پرستار بر ولادت حضرت زینب (س) ریشهای فراتر از یک تقویم مذهبی دارد. این انتخاب به تفاوت عمیق نگاه به پرستار و شغل مقدس پرستاری در جامعه اسلامی با جوامع دیگر بازمیگردد؛ نگاهی که در آن تعامل پرستار با بیمار صرفا با چارچوبهای شغلی تعریف نمیشود، بلکه توأم با معنویت و اخلاق انسانی است که از اهمیت ایثار و از خودگذشتگی ریشه میگیرد. حضرت زینب (س) در کربلا نه فقط پرستار مجروحان و بیماران بود، بلکه پرستار یک نهضت بود؛ کسی که از امام سجاد (ع) بیمار تا کودکان بازمانده را زیر سایه خود گرفت و در همان حال، پیام عاشورا را زنده نگه داشت. این الگو در فرهنگ ایرانی به یک مدل عملی تبدیل شده است یعنی پرستاری بهعنوان ترکیبی از مراقبت جسمی و مقاومت معنوی تعبیر میشود.
از دفاع مقدس تا بیمارستانهای صحرایی
در هشت سال دفاع مقدس، پرستاران ایرانی دقیقاً همین نقش دوگانه را ایفا کردند. حدود ۳۰ هزار سفیدپوش در آن سالها خدمترسانی کردند و ۴ هزار نفر از جامعه پزشکی به شهادت رسیدند. روایتهای آن روزها نشان میدهد که پرستاران تا چه حد فراتر از وظایف متعارف خود برای وطن، نهضت و ایمان و انسانیت پیش رفتند. روایت های بیشماری از جانفشانی پرستاران در دفاع مقدس وجود دارد چنانچه یعقوب قدسیان، پرستار رزمنده از شبی میگوید که پس از بمباران شیمیایی سردشت، ۲ هزار مجروح شیمیایی تا نیمهشب آماده و اعزام شدند. پرستاران حتی با کمبود ماسک، بیمارستانهای صحرایی را ترک نکردند و با ایثار سلامت خود، عوارض گاز خردل و عوامل اعصاب را بر بدن مجروحان تسکین دادند. در مواردی روایت های تکان دهنده ای از پزشکان و پرستارانی عنوان میشود که ماسک ضدشیمیایی خود را در میآوردند و به صورت مجروحان میبستند. این تجربه، پایهای شد برای آنچه در دهههای بعد رخ داد.
کرونا و باز هم خط مقدم دفاع سلامت
در همه گیری کرونا سپیدپوشان ایرانی سربازان خط مقدم جبهه مبارزه با ویروس و مراقبت و نجات بیماران بودند. نظام سلامت ایران در آن بحران حدود ۳۰۰ شهید مدافع سلامت تقدیم کرد و بالغ بر ۷۰ تا ۸۰ درصد پرستاران مدافع سلامت به کرونا مبتلا شدند و بسیاری از آنان پس از بهبودی و پایان قرنطینه، دوباره به بخشهای کرونایی بازگشتند. این رقم نه فقط یک آمار بهداشتی، بلکه سندی بر این واقعیت است که ساختار پرستاری ایران در بحرانها، بهجای عقبنشینی، خود را در معرض خطر قرار داده و جانفشانی می کنند.
جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و جنگ رمضان، آزمونی چندوجهی
جنگ رمضان که با حملات رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار و شهادت رهبر معظم انقلاب و فرشتگان مدرسه میناب آغاز شد، نظام سلامت را در وضعیتی متفاوت از دفاع مقدس قرار داد. برخلاف جنگ هشتساله که جبههها مشخص بودند، در این جنگ از پیش مشخص نبود کدام منطقه یا مرکز درمانی در معرض حمله قرار خواهد گرفت. اما وزارت بهداشت با تشکیل تیمهای واکنش سریع پرستاری و سازماندهی نیروهای داوطلب به آن پاسخ داد و حدود ۳ هزار و ۶۰۰ پرستار برای اعزام به مناطق آسیبدیده اعلام آمادگی کردند.
معاون پرستاری وزارت بهداشت اینگونه تصویری از آن روزها ترسیم میکند: از همان ساعات اولیه شروع جنگ در نهم اسفندماه، همکاران ما در نظام سلامت از جمله پرستاران در حالت آمادهباش قرار گرفتند و شیفتبندی و حضورشان در بیمارستانها بر اساس لیستهای شمارهگذاری شده انجام شد. با توجه به تجربهای که در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه به دست آورده بودیم، بلافاصله فراخوان همکاران پرستاری که در لیست یک قرار داشتند انجام شد و مرخصیها را لغو کردیم.
وی تأکید میکند، در ۴۰ روز جنگ تحمیلی حتی در سختترین شرایط هم کمبود نیروی پرستاری نداشتیم. پرستاران علاوه بر وظایف همیشگی خود به شکل داوطلبانه در بیمارستان حضور پیدا میکردند تا به مجروحان کمک کنند.
تصویری که جهان دید
اما این ایستادگی بهای سنگینی داشت. طبق اعلام رئیس کل سازمان نظام پرستاری، در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و جنگ رمضان، ۱۶ نفر از جامعه پرستاری به شهادت رسیدند؛ پنج شهید در جنگ تحمیلی و ۱۱ شهید در جنگ رمضان.
بر اساس دادههای ثبتشده تا ۱۷ فروردین ۱۴۰۵، در مجموع ۲۴ نفر از کارکنان بخش بهداشت و درمان ایران در جریان این جنگ به شهادت رسیدند و ۱۱۳ نفر مجروح شدند. همچنین ۵۶ نفر از کارکنان اورژانس زخمی شدند. این حملات که در مغایرت صریح با اصول حقوق بینالملل بشردوستانه و کنوانسیونهای ژنو قرار دارد، موجی از محکومیتهای بینالمللی به دنبال داشت.
در میان روایتهای جنگ رمضان، یک تصویر بیش از همه در حافظه جمعی ایران ماندگار شد: ندا سلیمی، پرستار بخش نوزادان بیمارستان خاتمالانبیا تهران، در حالی که بیمارستان زیر حمله بود، سه نوزاد را نجات داد. تصاویر دوربین مداربسته این لحظه را ثبت کردند و به نمادی از ایستادگی کادر درمان در برابر تجاوز تبدیل شد. این رویداد در کنار شهادت ۱۱ پرستار، چهره واقعی جنایتکاران جنگی که نقاب بشردوستانه بر چهره می زنند را بیش از پیش نمایان ساخت جنایتکارانی که بیمارستانها را با وجود مصونیت در جنگ به عنوان مناطق امن، مستقیم مورد حمله قرار می دهند.
روز پرستار امسال، فرصتی است برای بازخوانی یک حقیقت ساده و آن اینکه در این سرزمین، پرستاران همیشه نخستین کسانی بودهاند که به خط مقدم رفتند و آخرین کسانی که عقبنشینی کردهاند
روایت های ماندگار
از سردشت تا خاتمالانبیا، از بیمارستانهای صحرایی اهواز تا بخشهای کرونایی مشهد، پرستاران ایرانی الگویی تکرارشونده ساختهاند: حضور در خط مقدم بحران، بدون انتظار برای امن شدن شرایط. شگفتانگیزترین شاخص برای سنجش این تعهد، آمار ترک خدمت آنان بود که در اوج ناامنی و خطر، به کمتر از نیم درصد رسید در حالیکه اگر در هر کشور دیگری بود قطعاً ترک خدمت در شرایط بحران آمار بالایی می داشت در ایران خلاف آن ثابت شد آن هم در شرایطی که حتی خانه کادر درمان در معرض آسیب مستقیم حملات قرار داشت، هیچ راهرویی خالی نماند و هیچ مجروحی بیپرستار رها نشد.
روز پرستار امسال، فرصتی است برای بازخوانی یک حقیقت ساده و آن اینکه در این سرزمین، پرستاران همیشه نخستین کسانی بودهاند که به خط مقدم رفتند و آخرین کسانی که عقبنشینی کردهاند. اما قطعاً تجلیل نمادین از آنان، بدون توجه به مطالبات صنفیشان، ناقص میماند.